نمیدونم چند روز گذشته ... نمی شمرم می ترسم کم باشه بزار همین تصور برام بمونه هر روز برام ۱۰ سال بود
همه ساکتن کسی چیزی نمیگه گاهی دوستی اشنایی یه تسلیت ولی وقتی سرتو پایین بندازی می فهمه که نمی خوای در موردش حرف بزنی
با همه دعوام میشه ....
و ....جویای کارم که یه جوری هم سرم گرم شه و هم دور از این سکوت باشم
فعلا شروع کردم برم کتابخانه بالاخره یکم درس می خونم و دوستای راهنمایی و دبیرستان رو گاهی می بینم .... تنوعیست!
فعلا
همیشه میگذره اما بد میگذره و خیلی از تلخیهاش میمونه امیدوارم خدا یه شادی بزرگ تو دل همتون بندازه تا آروم بشین
قوی باش به امید خدا خودتم ازدواج میکنی ولی قبل از بارداری حتما زیر نظر پزشک باشی که این اتفاق بد واست نیوفته
سلام و ممنون
این بیماری هیچ دلیل شناخته شده ای نداره که با تحت نظر بودن بشه تشخیص داد